nameدیکشنری انگلیسی به فارسینام، اسم، تسمیه، نام و شهرت، نام خودمانی، خوشنامی، اب رو، نامیدن، نام دادن، بنام صدا کردن، خواندن
نامنماname tag, name tapeواژههای مصوب فرهنگستاننوار کوچک یا برچسبی که بر روی لباس نظامی نصب میشود و نشاندهندة نام و نشان پایور است