برترین بازیکنmost valuable player, MVPواژههای مصوب فرهنگستانعنوانی که سالانه به بازیکنی اعطا میشود که برای تیمش بیشترین ارزش را دارد
محصول کمینهویژگیminimum viable product, MVPواژههای مصوب فرهنگستانمحصولی با حداقل ویژگیهای کافی برای کسب رضایت مشتریان اولیه
پرحوصلهفرهنگ مترادف و متضادبردبار، پرتحمل، پرشکیب، پرطاقت، حمول، شکیبا، صابر، صبور ≠ کمحوصله، ناشکیبا
پرحوصلهفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهکسی که صبر و بردباری بسیار دارد؛ شکیبا؛ بردبار: ◻︎ تهیدست مردان پرحوصله / بیاباننوردان بیقافله (سعدی۱: ۱۰۳).
پرحوصلگیلغتنامه دهخداپرحوصلگی . [ پ ُ ح َ ص َ ل َ / ل ِ ] (حامص مرکب ) شکیبائی . صابری . بردباری . شکیب . مقابل کم حوصلگی .