ولتاژ متوسطmedium voltage, MVواژههای مصوب فرهنگستانمجموعهای از سطوح ولتاژ بین سطوح ولتاژ بالا و ولتاژ پایین
پرگالهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. پارهای از چیزی؛ حصه؛ پاره؛ لَخت.۲. وصله؛ پینه: ◻︎ ماه تمام است روی دلبرک من / وز دو گل سرخ اندر او پرگاله (رودکی: ۵۲۹).
پرگالهلغتنامه دهخداپرگاله . [ پ َ ل َ / ل ِ ] (اِ) پرکاله . پرغاله . پرگاره . (رشیدی ). وصله ای باشد که بر جامه دوزند. (لغت نامه ٔ اسدی ). کژنه . (لغت نامه ٔ اسدی ). وصله در جامه