ولتاژ متوسطmedium voltage, MVواژههای مصوب فرهنگستانمجموعهای از سطوح ولتاژ بین سطوح ولتاژ بالا و ولتاژ پایین
آشکارساز ریزرأسmicro vertex detector, MVDواژههای مصوب فرهنگستانآشکارساز ردیابی ذرات باردار ازطریق تعیین رأس واپاشی ذرههای ثانوی
برترین بازیکنmost valuable player, MVPواژههای مصوب فرهنگستانعنوانی که سالانه به بازیکنی اعطا میشود که برای تیمش بیشترین ارزش را دارد
پرفرهنگ مترادف و متضاد۱. آکنده، انباشته، جعودت، سرشار، لبالب، لبریز، مالامال، مشبع، مشحون، ممتع، ممتلی، مملو ۲. تمام، کامل ۳. چاق، قوی ۴. بس، بسیار، بیش، زیاد ۵. بامعلومات ≠ تهی، خال
پردیکشنری فارسی به انگلیسیbig, chockablock, clove , flush, fat, feather, ful _, full , heavy, high, plume, plump, pregnant, ptero-, replete, rife, section, solid, wealthy, y, fraught
پرلغتنامه دهخداپر. [ پ َ/ پ ِرر ] (اِ) قصبه و انبوبه و نای گونه ای شاخی ، که بر آن چیزهای خرد چون مو رسته و تن و بال پرندگان بدان پوشیده است . ریش . || بال و پر. (برهان ). جنا
پرکلغتنامه دهخداپرک . [ ] (اِخ ) دهی از فارس به هفت فرسنگی میانه ٔ جنوب و مشرق کپکان . (فارسنامه ٔ ناصری ).
پرکلغتنامه دهخداپرک . [ پ َ رَ ] (اِخ ) رودیست به ماوراءالنهر که شهرک یالاپان در یک فرسنگی آن است . (حدود العالم ).
بهرهبردار شبکة مجازی سیارmobile virtual network operatorواژههای مصوب فرهنگستانشرکتی که قابلیتهای خدماتی را از فراهمسازان بزرگ خدمات بیسیم خریداری میکند و بهصورت محصول و بستههای خدماتی به کاربران منفرد میفروشد اختـ . باکاس MVNO