mufflesدیکشنری انگلیسی به فارسیصدا خفه کن، چیزی که صدا را از بین ببرد، چشم بستن، پیچیدن، خاموش کردن، دم دهان کسی را گرفتن
muffleدیکشنری انگلیسی به فارسیصدا خفه کن، چیزی که صدا را از بین ببرد، چشم بستن، پیچیدن، خاموش کردن، دم دهان کسی را گرفتن
پایی صداگیرmuffler pedal, moderatorواژههای مصوب فرهنگستانپایی میانی برخی پیانوها که با قرار دادن یک نوار نمدی یا پارچهای یا چرمی بین چکشها و سیمها باعث کاهش حجم صدا میشود