پستلغتنامه دهخداپست . [ پ ِ / پ َ ] (اِ) هر آردی را گویند عموماً و آردی که گندم و جو و نخود آن را بریان کرده باشند خصوصاً و آنرا بعربی سویق خوانند چه سویق الشعیر آرد جو بریان ک
پستفرهنگ مترادف و متضاد۱. برید، پیک، چاپار ۲. قراول، کشیک ۳. خدمت، شغل، مقام ۴. جایگاه، منزل، موضع ۵. پاسگاه
پستفرهنگ مترادف و متضاد۱. بیسروپا، پستفطرت، دونهمت، رذل، ناکس ۲. بخیل، کنس، لئیم، لچر ۳. قصیر، کمارتفاع، کوتاه ۴. بیقدر، بیمقدار، حقیر، خوار، دنی، دون، ذلیل، زبون، سفله، فرومایه، متذل
پستدیکشنری فارسی به انگلیسیabject, bastard, base, cheap-jack, coarse, common, crummy, dirty, effete, gross, post, ignoble, inferior, insignificant, shabby, low, low-grade, mail , mangy, m