mouthدیکشنری انگلیسی به فارسیدهان، دهانه، مدخل، بیان، غنچه، گفتن، دهنه زدن، در دهان گذاشتن، فرمودن، ادا و اصول در اوردن
دهانی 2mouth-hole/ mouth hole, blow holeواژههای مصوب فرهنگستانسوراخی در سازهای بادی که نوازنده برای تولید صدا در آن میدمد