127 مدخل
مول، فاحشه، کلفت، زن جوان، معشوقه دزد مسلح
mollifying، نرم کردن، فرو نشاندن، ارام کردن، تسکین دادن، خواباندن
mollycoddler
قارچ ها، جانور نرم تن، حلزون
جنس موش
خانواده ماهی قزل آلا
moll
mollycoddled، ناز کشیدن
molluginaceae