mockدیکشنری انگلیسی به فارسیخجالت کشیدم، تمسخر، مسخره کردن، تقلید در اوردن، استهزاء کردن، دست انداختن، عقیم کردن، خندیدن، تقلیدی
پیکرنماmock-upواژههای مصوب فرهنگستاننمونهای از هواگَرد یا سایر تجهیزات که معمولاً در اندازۀ واقعی طراحی و ساخته میشود و پس از بررسی و مطالعه بر روی آن، هواگَرد یا وسیلۀ مورد نظر اصلی ساخته میشو