پنادلغتنامه دهخداپناد. [ پ َ ] (اِ) بمعنی هوا باشد و آن کره ای است از عناصر اربعه که احاطه ٔ آب و زمین کرده است . (برهان قاطع). یکی از چهار آخشیج . رجوع به هوا شود.
پنادهلغتنامه دهخداپناده . [ پ َدِه ْ ] (اِخ ) مخفف پناه ده . از بخش های گرگان است که پیشتر قان یوخمز نامیده میشد. (از لغات فرهنگستان ).