پارملغتنامه دهخداپارم . (اِخ ) از بلاد ایتالیا که تا سال 1859 م .1275/ هَ . ق . پایتخت دوک نشین پارم و پلزانس بود و امروز کرسی ایالتی است بهمین نام بر ساحل پارما دارای 58000 تن
پارم و پلزانسلغتنامه دهخداپارم و پلزانس . [ م ُ ل ِ ] (اِخ ) دوک نشین پارم و پلزانس در قدیم کشوری سلطنتی در شمال ایتالیا (از 1545 م .951/ هَ . ق . تا 1859م ./ 1275 هَ . ق .) و پایتخت آن
پارمنینلغتنامه دهخداپارمنین . [ م ِ ی ُ ] (اِخ ) از سرداران بزرگ فیلفوس (فیلیپ ) و اسکندر مقدونی در سال 336 ق . م . که فیلفوس تدارکات جنگ را برای حمله ٔ به ایران به اتمام رسانید پا
پارمیسواژهنامه آزادبهشت كوچك، دختر برديا، زن داريوش بهشت کوچک نام دختر بردیا برادر کمبوجیه - معنی آن جدا شده از بهشت - تکه ای از بهشت به معنای یکتا و یگانه دختر پاک دامن، عروس با