پاریابلغتنامه دهخداپاریاب . (اِ مرکب ) زراعتی را گویند که به آب چشمه و کاریز و مانند آن مزروع شود و آنرا فاریاب و فاریاو نیز نامند. (فرهنگ جهانگیری ). زراعتی را گویند که با آب رود
پاریابلغتنامه دهخداپاریاب . (اِخ ) فاریاب . شهری است بخراسان از گوَزگانان ، بر شاهراه کاروان و بسیار نعمت . (حدود العالم ). از شهرهای مشهور خراسان ، از اعمال گوزگانان که از آنجا ت
میدان پاریابلغتنامه دهخدامیدان پاریاب . [ م َ پارْ ] (اِخ ) دهی است از بخش ارکواز شهرستان ایلام ، واقع در 15 هزارگزی جنوب خاوری قلعه دره با 120 تن سکنه . آب آن از چشمه و قنات و راه آن م
امرو پاریابلغتنامه دهخداامرو پاریاب . [اَ ] (اِخ ) دهی است از بخش ثلاث شهرستان کرمانشاهان با 100 تن سکنه . آب آن از چشمه سار و محصول آن غلات ، حبوب و لبنیات است . (از فرهنگ جغرافیایی ا