پانهفرهنگ انتشارات معین(نِ) ( اِ.) 1 - چوبی که برای شکافتن چوب دیگر لای آن می گذارند. 2 - چوبی که پشت در بیندازند. 3 - چوبی که داخل قالب کفش می گذارند. 4 - چوبی که زیر ستون قرار می د
پانهلغتنامه دهخداپانه . [ ن َ / ن ِ ] (اِ) فانه . پهانه . فهانه . (جهانگیری ) (رشیدی ). پغاز. (برهان ) (جهانگیری ). اسکنه . گوَه . چوبی که نجاران در شکاف چوبی که می شکافند نهند
پانچووهلغتنامه دهخداپانچووه .[ وَ ] (اِخ ) قصبه ای در ایالت بانات مجارستان در ملتقای رود تمش و طونه در صد هزارگزی جنوب غربی طمشوار. دارای 13500 تن سکنه .