پایزلغتنامه دهخداپایز. [ ی ِ ] (اِ) مخفف پائیز است که فصل خزان و برگ ریزان باشد و با زای فارسی هم آمده است . (برهان ).
پایزهفرهنگ انتشارات معین(یِ زِ) (اِمصغ .) 1 - پاچه . 2 - ریسمان خیمه که آن را بر روی زمین به میخ یا چیز دیگر ببندند. 3 - چیزی که عنان اسب را بدان بندند.
پایزهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. طناب خیمه که آن را بر روی زمین به میخ یا چیز دیگر ببندند.۲. چیزی که عنان اسب را به آن ببندند.
پایزهفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهدر دورۀ مغول، سکه یا نشان که از نقره یا طلا میساختند و بر آن نام پادشاه یا علامت دیگر نقش بود و از طرف پادشاهان به رسم تشویق یا به منزلۀ فرمان انتصاب به امرا و