پایشگرmonitorواژههای مصوب فرهنگستان[رایانه و فنّاوری اطلاعات] دستگاهی برای پاییدن و مشاهدۀ فعالیتها در سامانۀ پردازشی بهمنظور تحلیلهای بعدی [مهندسی مخابرات] شخص یا سامانۀ ناظر بر محیط یا صحنه
پایشگر انتخاباتelection monitorواژههای مصوب فرهنگستانفرد یا سازمان بیطرف داخلی یا خارجی که مشاهدۀ فرایند انتخابات را بر عهده دارد و درصورت وقوع تخلف مداخله میکند
پایشگر باد تایرtire pressure monitoring systemواژههای مصوب فرهنگستانسامانهای که پیوسته فشار باد تایرها را میسنجد و در صورت کم شدن فشار باد از حد تعیینشده، هشدار میدهد اختـ . پات TPMS
پایشگر سلامت رانندهactive health monitoringواژههای مصوب فرهنگستانسامانهای که علائم حیاتی راننده را، بهویژه در مورد بیماریهای تأثیرگذار بر عملکرد راننده، پایش میکند
پایشگر عایقبندیinsulation monitoring deviceواژههای مصوب فرهنگستانافزارهای که، در هنگام کاهش مقاومت عایق در برابر زمین، نشانگ/ سیگنال تولید و منتشر میکند