پایشواژهنامه آزادپایِش به معنی نظارت است و منظور از آن هشیاری از وضعیت یک سامانه یا پدیده از راه مشاهده دگرگونیهایی است که ممکن است با گذر زمان در آن سامانه یا پدیده رخ دهد. ام
پایشmonitoringواژههای مصوب فرهنگستان1. اندازهگیری و تحلیل متوالی و مکرر دادهها و سنجشهای روزمره بهمنظور تعیین تغییرات صورتگرفته در وضعیت سلامت افراد یا محیط فیزیکی و اجتماعی آنها 2. تحلیل و ب
پایشگاه برقelectrical control roomواژههای مصوب فرهنگستاناتاقی که در آن جریان سیمهای بالاسری واپایش میشود
پایش انتخاباتelection monitoringواژههای مصوب فرهنگستانمشاهدۀ فرایند انتخابات توسط افراد یا سازمانهای بیطرف داخلی یا خارجی و مداخله در آن درصورت وقوع تخلف