پلانفرهنگ انتشارات معین(پِ) [ فر. ] (اِ.) 1 - طرح ، نامه . 2 - تصویر افقی مجموعة ساختمانی زمین یا جزییات ساختمان . 3 - صحنه ای از یک فیلم که در یک نوبت و بدون قطع فیلم برداری شده است
پلانفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. نقشۀ کوچک افقی یک ساختمان که درآ« تمام جزئیات نشان داده میشود.۲. (هنر) در سینما، صحنۀ ساکن یا متحرکی که بدون قطع کردن و در یک نوبت فیلمبرداری میشود.۳. نقش
چپلانلغتنامه دهخداچپلان . [ چ َ ] (اِ) جرموق و سرموزه و چپدار و کفشی که بالای موزه پوشند. (ناظم الاطباء). چپداز. چپدان . رجوع به چپدار و چپداز و چپدان شود.
پلان سینالغتنامه دهخداپلان سینا. [ پْلا / پ ِ ] (اِخ ) نام زن پی زو، والی سوریه در عصر ژرمانیکوس واشک هیجدهم اردوان سوم . (ایران باستان ج 3 ص 2397).
پلانکتلغتنامه دهخداپلانکت . [ پْلا / پ ِ ک ِ ] (اِخ ) رُبر. ترانه ساز فرانسوی . مولد او پاریس بسال 1848م . وی اپرتهائی ساخت و در سال 1903 وفات کرد.
پلانکوئتلغتنامه دهخداپلانکوئت . [ پْلا / پ ِ ک ُ ءِ ] (اِخ ) کرسی بخشی در ایالت کت دوُ نُر از شهرستان دینان دارای 1932 تن سکنه و راه آهن .