برش شبهژرفاییpseudo-depth slice, magslice imageواژههای مصوب فرهنگستانتصویری شبکهای از دادههای میدان مغناطیسی پس از اعمال پالایش همخوان بر دادههای مشاهدهشده یا برگرداندهبهقطب (reduced-to-pole)
پیلسملغتنامه دهخداپیلسم . [ س َ ] (اِخ ) نام برادر پیران ویسه از پهلوانان لشکر افراسیاب تورانی . وی به دست رستم کشته شد : آتش تیغش چو تافت پنبه شود بوقبیس باد تهمتن چو خاست پشه ش
پیلسملغتنامه دهخداپیلسم . [ س ُ ] (اِ مرکب ) سم سطبر و درشت و سخت . (برهان ). || (ص مرکب ) اسبی دارای سمی ضخم و گران . || مجازاً، اسب قوی زورآور. (فرهنگ نظام ). || کنایه از شب سی