پذیرندهلغتنامه دهخداپذیرنده . [ پ َ رَ دَ / دِ ] (نف ) قابل . قبول کننده : پذیرنده ٔ هوش و رای و خردمر او را دد و دام فرمان برد. فردوسی .ای عطابخش پذیرنده و خواهنده سپاس رای تو خوب
پذیرنده 4theme 2واژههای مصوب فرهنگستاندر دستور زایشی، یکی از نقشها یا حالتهای معنایی گروههای اسمی که نشاندهندۀ کنش یا وضعیت یا تملکپذیری آن گروه اسمی در جمله است