masqueradeدیکشنری انگلیسی به فارسیملودی، بالماسکه، لباس مبدل، تغییر قیافه، رقص با نقاب های مضحک و ناشناس، قیافه ظاهری بخود دادن، به لباس مبدل در امدن
حملۀ با دگرنماییmasquerade attackواژههای مصوب فرهنگستاننوعی حمله که در آن هستاری خود را به شکل هستار دیگر جلوه میدهد
دگرنماییmasquerade, masqueradingواژههای مصوب فرهنگستانتهدیدی که در آن هستار غیرمجاز با جا زدن خود بهعنوان هستار مجاز، به سامانه دسترسی مییابد یا در آن خرابکاری میکند
masqueradesدیکشنری انگلیسی به فارسیmasquerades، بالماسکه، لباس مبدل، تغییر قیافه، رقص با نقاب های مضحک و ناشناس، قیافه ظاهری بخود دادن، به لباس مبدل در امدن