marchedدیکشنری انگلیسی به فارسیراه می رفت، راهپیمایی کردن، قدم رو کردن، نظامی وار راه رفتن، پیشروی کردن، تاختن بر، پیشرفت کردن
پالایش همخوانmatched filteringواژههای مصوب فرهنگستاننوعی پالایش طیفی شبکهمحور که در آن از مؤلفههای طیف توان برای طراحی عملگر پالایه استفاده میشود