مصعبیلغتنامه دهخدامصعبی . [ م ُ ع َ ] (اِخ ) ابوالطیب محمدبن حاتم . به گفته ٔ تاریخ بیهقی صاحب دیوان رسالت نصربن احمد سامانی و یگانه ٔ روزگار بوده است در همه ٔ ادوات فضل . و به ق
مصعبیلغتنامه دهخدامصعبی . [ م ُ ع َ ] (اِخ ) دهی است و آن مرکز دهستان مصعبی بخش حومه ٔ شهرستان فردوس است واقع در 30هزارگزی شمال خاوری فردوس با 572 تن سکنه . آب آن از قنات و راه آ
مصعبیلغتنامه دهخدامصعبی . [ م ُ ع َ ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای بخش حومه ٔ شهرستان فردوس خراسان و در شمال خاوری آن واقع است . این دهستان کوهستانی است و هوای آن در منطقه ٔ فردوس
مصابیحلغتنامه دهخدامصابیح . [ م َ ] (ع اِ) ج ِ مصباح . (ترجمان القرآن جرجانی ص 9). ج ِ مصباح که به معنی چراغ باشد. (غیاث ) (آنندراج ) : پرده ٔ سوسن که مصابیح توست جمله زبان از پی
مصبیلغتنامه دهخدامصبی . [ م ُ ] (ع ص ) مُصْبیة. زن بچه دار. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). مصب ء. || زن بچه ناک .(منتهی الارب ) (آنندراج ). مصب ء. || مرد بسیارفرزند:
مصبیةلغتنامه دهخدامصبیة. [ م ُ ی َ ] (ع ص ) مُصبی . مصب ء. زن بچه ناک . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). زن بچه دار. (منتهی الارب ) (آنندراج ). زن بسیارفرزند. (مهذب ا