مادیقونلغتنامه دهخدامادیقون . (معرب ، اِ) به یونانی مقل است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ) (از فرهنگ نظام ) . و رجوع به مقل شود.
مصادقتلغتنامه دهخدامصادقت . [ م ُ دَ /دِ ق َ ] (از ع ، اِمص ) مصادقه . خلت . دوستی . دوستی ورزیدن با یکدیگر : در آبگیری دو بط و سنگ پشتی ... به حکم مجاورت دوستی و مصادقت داشتند. (
مصادقهلغتنامه دهخدامصادقه .[ م ُ دَ / دِ ق َ / ق ِ ] (از ع ، اِمص ) مصادقت . مصادقة. رجوع به مصادقة شود. || دوستی . وداد.