مرمشلغتنامه دهخدامرمش .[ م ُ رَم ْ م َ ] (ع ص ) رجل مرمش ؛ مرد تباه چشم که پلک چشم وی به نشود. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
چشمه کمرمشکلغتنامه دهخداچشمه کمرمشک . [ چ َ م َ ک َ م َم ُ ] (اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: «از مزارع بلوک زرند کرمان است ». (از مرآت البلدان ج 4 ص 244).