مرابحهفرهنگ مترادف و متضاد۱. بهرهکاری، تنزیل، ربا، ربح، سودخوری، مرابحت، نزول ۲. ربح گرفتن، سود دادن، نزول دادن ≠ قرضالحسنه
مرابحهلغتنامه دهخدامرابحه . [ م ُ ب ِ ح َ/ ح ِ ] (از ع اِمص ) مُرابَحَة. مرابحت . رجوع به مرابحة در تمام معانی شود. || (اِمص ) بهره ٔ کاری . (لغات فرهنگستان ). پولی به کسی دادن با
مرابحهفرهنگ انتشارات معین(مُ بِ حِ) [ ع . مرابحة ] (مص م .) 1 - سود دادن ، نفع دادن . 2 - ربح گرفتن .
مرابحلغتنامه دهخدامرابح . [ م َ ب ِ ] (ع اِ) ج ِ مربح ، به معنی منافع و سودها. (غیاث اللغات ) (آنندراج ).این کلمه مأخوذ از تازی است . (از ناظم الاطباء). مرابح و مربح در فرهنگهای
مرابحلغتنامه دهخدامرابح . [ م ُب ِ ] (ع ص ) سودگیرنده . ربح گیرنده . (فرهنگ فارسی معین ). نعت فاعلی است از مرابحة. رجوع به مرابحة شود.
مرابحتلغتنامه دهخدامرابحت . [ م ُ ب َ ح َ ] (ع مص ) به سود و منفعت بیع کردن . (غیاث اللغات ). رجوع به مرابحه و مرابحة شود.