مرینلغتنامه دهخدامرین . [ م َرْ رَ ] (ع اِ) به صیغه ٔ تثنیه ، دوبار. (ناظم الاطباء). رجوع به مَرّ و مرة شود.
مرینلغتنامه دهخدامرین . [ م ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان سرمشک بخش ساردوئیه شهرستان جیرفت در 15هزارگزی شمال راه مالرو بافت به ساردوئیه . آب آن از قنات و راه آن مالرو است و ساکنی
مرینلغتنامه دهخدامرین . [ م ُ ] (ع ص ) نعت فاعلی از مصدر اًرانة. آنکه مواشی او هلاک شده باشند. ج ، مرینون . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به ارانة شود.
مرینوسفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهنوعی گوسفند بومی استرالیا که پشم آن لطیفتر و موغوبتر از پشم سایر گوسفندان است.
کمرینالغتنامه دهخداکمرینا. [ ] (اِخ ) در حدودالعالم چ دانشگاه ص 171 و چاپ سید جلال الدین تهرانی این کلمه بدین صورت آمده که بظاهر همان «کفربیا» است . رجوع به کفربیا در همین لغت نام
مرینالغتنامه دهخدامرینا. [ م َ ] (اِ) این کلمه را امروءالقیس در شعر خود آورده است و احتمال میرود عربی نباشد. (از المعرب جوالیقی ).- أبومرینا ؛ یک قسم ماهی . (منتهی الارب ) (از ا