lucidityدیکشنری انگلیسی به فارسیروشنایی، وضوح، دوره سلامتی و هوشیاری، روشن بینی، شفاف بودن، روشنی، اشکاری
معقیلغتنامه دهخدامعقی . [ م ُ ع َق ْ قی ] (ع ص ) مرغان بلند و دور در هوا گرد چیزی گردنده مانند عقاب . (منتهی الارب ) (آنندراج ). مرغی که از بلندی و دوری درهوا گرد چیزی گردد مانن
معقلیلغتنامه دهخدامعقلی . [ م َ ق ِ ] (ص نسبی ، اِ) قسمی ازخطوط عربی . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). نام خطی است که عربهای جاهلیت داشتند که تمام حروفش مسطح بوده و یکی از اقسام آن