معلغتنامه دهخدامع. [ م َ ع َ ] (ع حرف اضافه ) وا. (ترجمان القرآن ). به معنی با، و آن اسم است زیرا تنوین می پذیرد و حرف جر بر آن داخل می شود و ساکن می گرددچنانکه گویند جاؤا مع
معلغتنامه دهخدامع. [ م َع ع ] (ع مص ) گداخته شدن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد)؛ مع هذاالشحم و غیره معاً؛ گداخته شد این پیه و جز آن . (ناظم الاطباء).
جمعفرهنگ مترادف و متضاد۱. تجمع، جماعت، جمعیت، حزب، دسته، فرقه، گروه، مجمع ۲. زمره ۳. اضافه، علاوه ۴. عده، مجموع، همه ۵. گردآوری