مستفادفرهنگ مترادف و متضاد۱. مفهومشده، افادهشده، دانستهشده، استنباطشده، برگرفته، حاصلشده ۲. سودرسان، فایدهرسان
مستفادلغتنامه دهخدامستفاد. [ م ُ ت َ ] (ع ص ) نعت مفعولی از استفادة. فایده گرفته شده و آنچه بطریق فایده حاصل شده باشد. (غیاث )(آنندراج ). فائده گرفته . سودبرده . منتفع گرفته شده .
مستزادلغتنامه دهخدامستزاد. [ م ُ ت َ ] (ع ص ) نعت مفعولی از استزادة. زیادکرده شده . (منتهی الارب ). افزون شده .زیادشده . رجوع به افزون و استزادة شود : مر ترا ای هم به دعوی مستزادا
مستفیدفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. استفادهکننده؛ فایدهگیرنده؛ بهرهمند.۲. کسی که طلب بهره و فایده بکند.