مسبتلغتنامه دهخدامسبت . [ م ُ ب ِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از مصدر اسبات . رجوع به اسبات شود. || در روز شنبه درآینده . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). به شنبه درآمده . شنبه را عید کرده
مسبتلغتنامه دهخدامسبت . [ م ُ س َب ْ ب ِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از مصدر تسبیت . رجوع به تسبیت شود. || منوم و مسکن . (ناظم الاطباء). و رجوع به مُسبِت شود. || شتر یا گوسپندی که بچه اف
مسبتةلغتنامه دهخدامسبتة. [ م ُ ب ِ ت َ ] (ع ص ) مسبّتة. مؤنث مسبت که نعت فاعلی است از اسبات . رجوع به مسبت و اسبات شود.- ادویه ٔ مسبته ؛ دواهای سبات آور. (یادداشت مرحوم دهخدا).
مسبتاتلغتنامه دهخدامسبتات . [ م ُ س َب ْ ب ِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ مُسبِّتة. داروهای منوم و مسکن . (ناظم الاطباء). رجوع به مسبّت شود.
مسبوتلغتنامه دهخدامسبوت . [ م َ ] (ع ص ) نعت مفعولی از مصدر سبت .رجوع به سبت شود. || مرده . (منتهی الارب ).میت . (اقرب الموارد). || بیهوش . (منتهی الارب ). مَغشی ّ علیه . (اقرب ا