مسلغتنامه دهخدامس . [ م َس س ] (ع اِمص ) مالش ، و از آن جمله است قوله تعالی : «ذوقوا مس سقر»؛ یعنی بچشید عذاب نخستین دوزخ را که برسد شما را چنانکه گویی «وجد مس الحمی »؛ یعنی ف
مسلغتنامه دهخدامس . [ م َ ] (پسوند) مزید مؤخر امکنه : بیرمس (از قرای بخارا). (یادداشت مرحوم دهخدا).
مسلغتنامه دهخدامس . [ م َ ] (اِ) مهتر و بزرگ . (جهانگیری ) (برهان ). بزرگ و مه : هنر نزد ایرانیان است و بس ندارند شیر ژیان را به مس . فردوسی .|| بندی باشد که بر پای مجرمان نهن
مسکلغتنامه دهخدامسک . [ م ُ ] (ع اِ) آنچه از طعام و شراب که بدن را نگهداری کند. || عقل . خرد. (از اقرب الموارد). || بخیلان .بخلاء. و آن جمع مسیک است . (از ذیل اقرب الموارد).
مسکلغتنامه دهخدامسک . [ م ُ س َ ] (ع اِ) ج ِ مُسکَة. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رجوع به مسکة شود.
مسکلغتنامه دهخدامسک . [ م َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مؤمن آباد بخش درمیان شهرستان بیرجند، واقع در 31هزارگزی شمال باختری درمیان ، سر راه مالرو عمومی درمیان به فورک ، با 748 ت
شاخص لانژلیهLangelier index/ Langelier's indexواژههای مصوب فرهنگستانتفاضل pH اشباع آب نمونه و pH اندازهگیریشدۀ آن متـ . شاخص اشباع لانژلیه Langelier saturation index, LSI, saturation index, SI
فراهمساز خدمات یادگیریlearning service providerواژههای مصوب فرهنگستانکارساز ویژهای که تأمین نرمافزارهای مربوط به مدیریت یادگیری و ارائۀ محتوای آموزشی را بر عهده دارد اختـ . فرایاد LSP