مقدشیملغتنامه دهخدامقدشیم . [ م َ دِ ] (اِخ ) مقدشو. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): زباد، عرق حیوان یشبه السنور البری بین سواد و بیاض یوجد کثیراً بمقدشیم من اعمال الحبشة. (تذکرة ضری
مقدشیلغتنامه دهخدامقدشی . [ م َ دِ ] (ص نسبی ) منسوب به مقدشو.(یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رجوع به مقدشو شود.