مضیحلغتنامه دهخدامضیح . [ م ُ ض َی ْ ی َ ] (اِخ ) از ایام عرب جاهلی ، روزی است که در آن قیسیان بر یمانیان غلبه کردند. (از مجمعالامثال میدانی ).
مضیوحلغتنامه دهخدامضیوح . [ م َض ْ ] (ع ص ) عیش مضیوح ؛ زیست غیرخالص . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). عیش مضیوح ؛ زندگانی که عیش آن با غم و اندوه آمیخته باشد. (ناظم