محققینلغتنامه دهخدامحققین . [ م ُ ح َق ْ ق ِ ] (ع ص ، اِ)ج ِ محقق (در حالت نصبی و جری ). رجوع به محقق شود.
محققانهلغتنامه دهخدامحققانه . [ م ُ ح َق ْ ق َ ن َ / ن ِ] (ص نسبی ، ق مرکب ) به درستی و راستی و بطور تحقیق .(ناظم الاطباء). از روی تحقیق و صداقت . (آنندراج ).
محققانهلغتنامه دهخدامحققانه . [ م ُ ح َق ْ ق ِ ن َ / ن ِ ] (ص نسبی ، ق مرکب )بطرز محققان . همچون محققان : وقتها زمزمه ای بکردندی و بیتی محققانه بگفتندی . (گلستان سعدی ).