کماریملغتنامه دهخداکماریم . [ ] (اِخ ) (سیاه پوشان ). کاهنان خدایان دروغ بودند، و گاهی این لفظرا به کهنه ترجمه کرده اند. (از قاموس کتاب مقدس ).
ماریمنونلغتنامه دهخداماریمنون . (اِ) جَرَّه و آن وزنی باشد. (بحرالجواهر، یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به جره شود.
محاریفلغتنامه دهخدامحاریف . [ م َ ] (ع اِ) ج ِ محرف . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رجوع به محرف شود.
محارملغتنامه دهخدامحارم . [ م َ رِ ] (ع اِ) ج ِ مَحرَم . || ج ِ محرمة [ م ُ رُ / م ُ رَ ] . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به محرم و محرمة شود. || حرام کرده های خدا. (منتهی