lowدیکشنری انگلیسی به فارسیکم، پایین، صدای گاو، صدای گاو کردن، اندک، اهسته، محقر، پست ومبتذل، افتاده، فروتن، پست
low frequencyدیکشنری انگلیسی به فارسیفرکانس پایین، امواج رادیویی دارای تناوب اندک، بسامد کم، دون بسامد
مخصوصاًلغتنامه دهخدامخصوصاً. [ م َ صَن ْ ] (ع ق ) خصوصاً و علی الخصوص و بطور خاص . (ناظم الاطباء). و رجوع به خصوصاً شود.