مخلفاتلغتنامه دهخدامخلفات . [ م ُ خ َل ْ ل َ ] (ع اِ) میراث و چیزهائی که به ارث گذاشته می شود و متروکات و اموالی که از کسی باقی می ماند. (ناظم الاطباء) : جملگی متروکات و مخلفات نا
مخلفاتفرهنگ انتشارات معین(مُخَ لَ فّ) [ ع . ] (اِ.) 1 - خوردنی هایی که با غذای اصلی مصرف می شود. 2 - وسیله های جانبی یا فرعی یک دستگاه .
مخلفاتفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. اشیا و اموالی که از کسی باقی مانده.۲. اشیا و لوازم خانه.۳. خوردنیهایی که بهعنوان چاشنی به غذای اصلی اضافه شده یا همراه آن خورده میشود.
مخلفاتaccompanimentsواژههای مصوب فرهنگستانخوراکیهای مختصری که در ظروف جداگانه همزمان با غذای اصلی ارائه میشود