منغضلغتنامه دهخدامنغض . [ م ُ غ ِض ض ] (ع ص ) آنکه چشم فرومی خواباند و فروخفته چشم . (ناظم الاطباء). رجوع به انغضاض شود.
منغضفلغتنامه دهخدامنغضف . [ م ُ غ َ ض ِ ] (ع ص ) درآینده در گرد. (آنندراج ). کسی که در گرد و خاک درمی آید. (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || چاهی ویران . (آنندراج ). چاه شک