منترلغتنامه دهخدامنتر. [ م َ ت َ ] (اِ) مأخوذ از سنسکریت ، کلام و آواز مؤثر. (ناظم الاطباء). || مأخوذ از اوستائی منثره ، به معنی کلام مقدس ، دعا. دعا و وردی که شخص را قادر به
منترلغتنامه دهخدامنتر. [ م ُ ت َرر ] (ع ص ) اسب تیزرو. (منتهی الارب ) یابوی تیزدو. (ناظم الاطباء) (از ذیل اقرب الموارد).
منترفرهنگ انتشارات معین(مَ تَ) [ سنس . ] (اِ.) 1 - افسون ، کلام مؤثر. 2 - ذکری برای رام کردن و دفع گزند جانور درنده . 3 - (عا.) مسخره کرده شده .
منترفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. [عامیانه] مورد تمسخر و استهزا.۲. [عامیانه] معطل.۳. (اسم) افسونی که برای رام کردن جانوران گزنده و درنده بخوانند. منتر کردن: (مصدر متعدی) [عامیانه]۱. مسخره کرد
منترآللغتنامه دهخدامنترآل . [ م ُ رِ ] (اِخ ) مونترآل . تلفظ فرانسوی این کلمه «مونرآل » است . شهری است در ایالت «کبک » کانادا که در کنار رود «سن لوران » واقع است و 1222000 تن سکنه