مناتلغتنامه دهخدامنات . [ م َ ] (روسی ، اِ) یک نوع پولی که معادل یک صد کوپک است . (ناظم الاطباء). مسکوکی سیمین روس را. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
مناتلغتنامه دهخدامنات . [ م َ ](اِخ ) نام بتی در عرب که هذیل و خزانه که هر دو قبیله ای است از عرب آن را می پرستیدند. (غیاث ). بت قبایل اوس و خزرج و غسان . (مفاتیح العلوم خوارزمی
مناتفرهنگ انتشارات معین(مَ) [ ع . ] (اِ.) نام بتی از بت های مورد پرستش بعضی از طوایف عرب پیش از اسلام .
مناتینلغتنامه دهخدامناتین . [ م َ ] (ع ص ، اِ) ج ِ مِنتین ، به معنی ناخوشبوی . (آنندراج ). ج ِ منتین . گویند: قوم مناتین . (منتهی الارب ). ج ِ منتین . گویند: رجال و آباط مناتین .
مناتحلغتنامه دهخدامناتح . [ م َ ت ِ ] (ع اِ) مناتح العرق ؛ جایهای برآمدن عرق . (منتهی الارب ) (از آنندراج ).ج ِ مَنْتِح به معنی محل خروج عرق از پوست : نتح العرق من مناتحه ؛ ای رش