منیفلغتنامه دهخدامنیف . [ م ُ ] (ع ص ) (از «ن وف ») پاک و بزرگ و بلند و زیاده . (غیاث ) (آنندراج ). بلند و برآمده و افراخته . (ناظم الاطباء) : هر روز... و درجت وی [ گاو ] در احس
حصن منیف ذبحانلغتنامه دهخداحصن منیف ذبحان . [ ح ِ ن ِ م ُ ف َ ذُ ] (اِخ ) حصنی است به یمن از ارض دملوة بر کوهی موسوم به قُوِّر بنزدیکی مخالف . (معجم البلدان ).