منیساواژهنامه آزاد(ترکی) مَنیسا؛ جان من، روح و روان من، نفس من. || نامی است دخترانه که بیشتر در میان ترک ها، بلوچ ها و افغان ها رایج است. || مانیسا؛ نام شهری اسلامی در ترکیه.
میساقلغتنامه دهخدامیساق . (ع ص ) مرغی که بال برهم زند هنگام پریدن . ج ، میاسیق ، مآسیق . (منتهی الارب ،ماده ٔ وس ق ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). آن کبوتر که بال برهم زند در محل پر
میسانلغتنامه دهخدامیسان . (ع ص ) خواب آلوده و بسیارخواب . (منتهی الارب ) (آنندراج ). خواب آلوده و خوابناک ، مذکر و مؤنث در وی یکسان است . || زنی که از وقار واستواری گویا در حالت
کمیساریالغتنامه دهخداکمیساریا. [ ک ُ ](فرانسوی ، اِ) کمیسری . کلانتری . (فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کمیسری شود.