منیملغتنامه دهخدامنیم . [ م ُ ] (ع ص )آنکه آرام می کند و تسکین می دهد و می خواباند. (ناظم الاطباء). خواباننده . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
منیمونلغتنامه دهخدامنیمون . [ م َ ] (اِخ ) شهری است از مصر که قراء و ضیاع متعدد دارد. (از معجم البلدان ). شهری است به مصر. (منتهی الارب ).
آمونیمفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهبنیان مثبت موجود در املاح آمونیاک که تا کنون به حالت آزاد به دست نیامده و خواص آن بسیار شبیه سدیم و پتاسیم است.