منوچهریلغتنامه دهخدامنوچهری . [ م َ چ ِ ] (اِخ ) در جغرافیای سیاسی کیهان دو طایفه از ایلات کرد بدین نام آمده است : 1 -با تعداد 100 خانوار که مسکن آنان چهر چمچال و زهاب است و مذهب ت
چمن چهرلغتنامه دهخداچمن چهر. [ چ َ م َ چ ِ ] (ص مرکب )ظاهراً کنایه از زیبارخی است که چهره ای چون چهر باغ و بستان رنگین و شکفته و باطراوت دارد : دگر باره جهاندار از سر مهربه گلرخ گف
چمن هشتادانلغتنامه دهخداچمن هشتادان . [چ َ م َ هََ ] (اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: از توابع خبیص کرمان است . (از مرآت البلدان ج 4 ص 267).
منوچهریلغتنامه دهخدامنوچهری . [ م َ چ ِ ] (اِخ ) ابوالنجم احمدبن قوص بن احمد منوچهر دامغانی ، از جمله شعرای طراز اول ایران در نیمه ٔ اول قرن پنجم هجری قمری است . اسم و نسب او چنانک