متفککلغتنامه دهخدامتفکک . [ م ُ ت َ ف َک ْ ک ِ ] (ع ص ) کم زور شده بواسطه ٔ حمق و دیوانگی .(ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). و رجوع به تفکک شود.
متفکرفرهنگ مترادف و متضاد۱. اندیشمند، اندیشهور، بافکر، فکور ۲. فهیم، خردمند، خردورز ۳. اندیشناک ۴. سردرگریبان، غمین، غمگین، دلمشغول