متقدمیلغتنامه دهخدامتقدمی . [ م ُ ت َ ق َدْ دِ ] (حامص ) پیشی . تقدم . مقابل متأخری (تأخر) : پیدا کردن حال متقدمی و متأخری که پیشی و سپسی بود. (دانشنامه ٔ علائی ، از فرهنگ فارس
مستقدمینلغتنامه دهخدامستقدمین . [ م ُ ت َ دِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ مستقدِم (در حالت نصبی و جری ). پیش درآیندگان و پیشروان . رجوع به مستقدم شود.