متضافرلغتنامه دهخدامتضافر. [ م ُ ت َ ف ِ ] (ع ص ) با هم مددکننده و یاری نماینده در کار. (آنندراج ) (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رفیق و معاون . (ناظم الاطباء). || هم عهد. (ناظ
متضارسلغتنامه دهخدامتضارس . [ م ُ ت َ رِ ] (ع ص ) بنای ناهموار. (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به تضارس شود.
متضاربلغتنامه دهخدامتضارب . [ م ُ ت َ رِ ] (ع ص ) با هم خصومت کننده و جنگ نماینده . (آنندراج ). با همدیگر خصومت کننده و جنگ نماینده و زننده ٔ یکی مرد دیگری را. (ناظم الاطباء) (از
متضافلغتنامه دهخدامتضاف . [ م ُ ت َ ضاف ف ] (ع ص ) انبوهی کننده و گردآینده . (آنندراج ). گله ٔ شتران گردآب که بر همدیگر فشار داده انبوهی کنند. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (ا