متحننلغتنامه دهخدامتحنن . [ م ُ ت َ ح َن ْ ن ِ ](ع ص ) مهربانی نماینده . (آنندراج ). مهربان و بارحم و شفقت بسیار. (ناظم الاطباء). و رجوع به تحنن شود.
متحصنفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. کسی که برای اعتراض یا در امان ماندن به جایی پناه برده است.۲. [قدیمی] کسی که در پناه کسی درآمده است.