خط خَمانsheer line, sheer curveواژههای مصوب فرهنگستانخَمانی که اختلاف ارتفاع عرشهها را با عرشۀ آزاد یا سطح آب در طول شناور نشان میدهد
linenواژهنامه آزادپارچه کتانی، کتان، پارچه نخی، جامه زیر. در جمع:ملافه ها، پیراهن ها، رومیزی ها، دستمال سفره ها
انبار خانهداریlinen roomواژههای مصوب فرهنگستانمحل نگهداری وسایل مورد نیاز اتاقها، اعم از ملزومات پارچهای و بهداشتی و رفاهی
قفسۀ حوله و ملافهlinen cupboardواژههای مصوب فرهنگستانقفسهای برای نگهداری انواع حوله و ملافه در مهمانخانهها
ملزومات پارچهایlinen, household linenواژههای مصوب فرهنگستانپوشاک یا پیشبند یا ملزومات پارچهای تخت یا ملزومات پارچهای میز یا ملزومات حولهای که از الیاف کتان بافته شده باشد
اکمهدادلغتنامه دهخدااکمهداد. [ اِ م ِ ] (ع مص ) سر بلند داشتن : اکمهد الفرخ ؛اذا رفع رأسه بطلب الطعام . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). سر دروا داشتن . (آنندراج ) (منتهی الارب )