ماحیلغتنامه دهخداماحی . (اِخ ) از القاب حضرت خاتم النبیین صلی اﷲعلیه وآله وسلم بدان جهت که خدای تعالی محو کرد کفر را بوسیله ٔ آن حضرت . (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (ناظم الاطبا
ماحیلغتنامه دهخداماحی . (اِخ ) نام مکه شرفها اﷲ تعالی . (منتهی الارب ) (از آنندراج ). نام مکه ٔ معظمه . (ناظم الاطباء).
ماحیلغتنامه دهخداماحی . (ع ص ) محو کننده . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (غیاث ). سترنده ٔ کفر. (مهذب الاسماء) (دهار). نیست و نابود کننده . (آنندراج ) (غیاث ).
ابن ماحیهلغتنامه دهخداابن ماحیه . [ اِ ن ُ حی ی َ ] (اِخ ) از شاگردان ابوعلی حسین بن علی بن یزید المهلبی الکرابیسی . مجبر. (ابن الندیم ).